ماجراهای ورووجک کچل خودم
سلام عشق خودم امروز 92.2.8 و فردا تو وارد 5ماهگیت میشی 5 ماهگیت مبارک عشق مامان اگه بدونی از وقتی اومدی چقدر زندگیمون شیرین تر و شادتر شده که نگوتوی این چندروز جنابعالی کارای جدیدی یاد گرفتی من وقت نکردم برات بنویسم ولی الان اومدم تا جبران کنم
در تاریخ 4.2.92 برای اولین بار النگوهایی رو که برای اولین بار برات خریدیم رو انداختم دستت و چقدر بهت میومد البته اندازت بودا ولی راحت میشد از دستت درش بیاریم ولی خب من مواظب هستم که از دستت در نیاد ان شالله سرویس عروسیت گل کچلم
دقیقا از 1.2.92 شروع به زبون دراوردن کردی و از خودت صدای بور بور میدی ای شیطون زبون در میاری یعنی لب بالاییت فرو میبری داخل و جاش زبونت در میاری من و باباهادی رو بگی دوست داریم زبونت گاز بکنیم و بخوریمش و سعی میکنی خودت برگر دونی خیلی ماهی عشق من تازه وقتی من صدای عطسه کردن درمیارم تو میخندی
و در آخر هم باید بگم 5.2.92 روز پنجشنبه هم بردمت بهداشت تا ببینم وزن هم اضاف کردی یا نه چون وقتی 4 ماهت بود وزنت 5کیلو 800کیلوگرم بود و قدت 61سانت ولی خدارو شکر داخل 26روز 1کیلو 200گرم اضافه کردی و شدی 7 کیلو 
ولی قدت اندازه نگرفتم


ماجراهای ورووجک کچل خودم
